صدایت میزنم،برنمیگردی.نگاهت میکنم،برمیگردم،و میروم.
مانند سوسک میشوم آغاز توی سطل / میخوانم از غریبیام آواز توی سطل
نوشته بود: «زنها، همیشه در لحظات بزرگ ترک و تسلیم، آنگاه که هر امیدی باطل مینماید، میآیند تا تو را وسوسه کنند و به زندگی بازگردانند.»*
واقعاً؟ و موفق هم میشوند؟
*پرندگان میروند در پرو میمیرند / رومن گاری / ترجمه ابوالحسن نجفی