شاعرمسلک
  
 سید هادی حسینی چاوشی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی
 
یکشنبه 19 شهریور 1385
دیالوگ (۸)

می‌گوید: «کاش جنسیت وجود نداشت، تا آدم، درست معنای عشق را می‌فهمید.»
می‌گویم: «آخر بیچاره! جنسیت کوچک‌تر از آن است که بخواهد در تعریف عشق نقشی داشته باشد.»

پی‌نوشت: خبطمان را اصلاح کردیم. اشکالی که ندارد؟


 
سه شنبه 12 اردیبهشت 1385
دیالوگ (۷)
می‌گوید: «زندگی، خیلی بهتر از آن چیزی است که تو فکر می‌کنی.»
می‌گویم: «بهتر و بدترش مهم نیست؛ مهم این است که زندگی آن چیزی نیست که من فکر می‌کنم.»

 
دوشنبه 14 فروردین 1385
دیالوگ (۶)
می‌گوید: «باز کن دکان که وقت عاشقی است.»
می‌گویم: «عشقهای کوچه بازاری؟ به کار ما نمی‌آید!»

 
جمعه 12 اسفند 1384
دیالوگ (۵)

می‌گوید: «برای کسی بمیر که برایت تب کند.»
می‌گویم: «در آن دیار که کس تب برای کس نکند / دگر چگونه توان مرد از برای کسی؟»


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 78133


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها