شاعرمسلک
  
 سید هادی حسینی چاوشی
 
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
 
آرشیو
موضوع بندی
 
دوشنبه 16 اردیبهشت 1387
راست می‌گفتی رفیق

دبیرستانی که بودم، یکی از رفقا این‌طور تعریفم کرده بود: هادی فقط بلد است شعر بخواند و غصه بخورد. یادم است که آن موقع از این توصیف دلگیر شدم. حالا اما، این‌روزها و به‌ویژه بعد از تنها‌شدنم، می‌فهمم که آن رفیق گرچه مرا زیاد نمی‌شناخت، ولی این‌یکی را درست گفته بود.

حالا دیگر خودم هم می‌دانم که غم و غصه به‌م می‌سازد. حتی اگر عشق را هم دوست دارم، به خاطر غصه‌خوردنِ بعد از شکست‌ش است؛ بعد از ازدست‌دادن‌ش. وگرنه من که مردِ عشق‌ورزی و عاشقانگی نبوده‌ام هیچ‌وقت. همیشه عشقم را پیش خودم ورزیده‌ام و به معشوق هیچ نگفته‌ام. در تنهایی‌هایم با معشوق دست در آغوش کرده‌ام و شب به روز رسانده‌ام، اما در دیدار فقط...

بگذریم. تو که خودت می‌دانی؛ باقی هم، بگذار ندانند...


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 78135


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها